X
تبلیغات
مردی با گروه خونی "O" مثبت
 
مردی با گروه خونی "O" مثبت
 
 
این وبلاگ در درج هرگونه مطلبی آزاد است. فراتر از رنگ ها، حزب ها، آدم ها و خدایان
 

"قدمت بر روی چشم"نام کتاب جدیدی است که ژرژ میشل نویسنده سوئیسی - هلندی از خاطرات خود در دوره انتخابات ریاست جمهوری دهم و اتفاقات بعد از آن نوشته است. البته تنها بخشی از این کتاب در خصوص این تحولات است. او در دوره ریاست جموری خاتمی 4 سال در ایران بوده و خادثه کوی دانشگاه و اتفاقات بعد از آن را نیز از نزدیک دیده است. 

آنچه که او را شیفته ایران کرده است تضادها و تناقض های آشکار زندگی روزمره ایرانیان است. همانند اینکه در  حالی که راننده تاکسی شدیداٌ به شما تعارف می کند که کرایه از شما نگیرید می بینید که در نهایت قبول می کند و بعد متوجه می شوید که چند برابر بیشتر از کرایه معمول از شما پول گرفته است.

او در این کتاب به خوبی شگفتی های زندگی اجتماعی ایران را که نشات گرفته از تناقض های این زندگی است تشریح می کند. "تناقض" هایی که زندگی مسالمت آمیزی را در کنار هم تجربه می کنند و با هم سمفونی دلنشین ایرانی را ایجاد می کنند که شاید برای یک فرد معمولی غربی غیرقابل تحمل باشد ولی از نگاه یک نویسنده و روزنامه نگار غربی می تواند بسیار جذاب باشد تا آنجا که نویسنده کتاب اعتراف کند که ایران کشوری است که "قلب مرا تسخیر کرده است"، 

نویسنده کتاب را به زبان فرانسوی برای خوانندگان فرانسه زبان نوشته است ولی نسخه پی دی اف آن با ترجمه فارسی و یا حمایت یک ثروتمند فرانسوی علاقه مند به ایران از طریق اینترنت به صورت رایگان در اختیار خوانندگان ایرانی قرار گرفته است. 

در این کتاب همچنین 50 عکس از یک عکاس ایتالیایی که او نیز در ایران بوده و از نزدیک شاهد تحولات بعد از انتخابات ریاست جموری بوده منتشر شده است که دارای زیبایی های خاصی هستند. 

نویسنده کتاب در صفحات نخستین اینگونه می نویسد:

"در حالی که مدتها از سوی مسئولین وزارت ارشاد تهدید به "اخراج" از ایران می شدم ، دیدم "ممنوع الخروج" شده ام"


 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 2:47  توسط "O" مثبت  | 

مرد مسیحی به کشیش:

پدر روحانی! آیا من می توانم در حالی که مشغول عبادتم، سیگار بکشم؟

کشیش در پاسخ گفت: هرگز!

مرد در ادامه گفت:

وقتی سیگار می کشم، چطور؟ می توانم عبادت کنم؟

کشیش پاسخ داد "پسرم تو در همه حال می توانی عبادت کنی"

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 13:36  توسط "O" مثبت  | 

رهبر ایران در سخنرانی سالگرد درگذشت آیت الله خمینی برای نخستین بار از "چندین بار اعتراف به اشتباه" آیت الله خمینی بعنوان یکی از مهمترین درس های وی به دولتمردان یاد کرد.

اشاره صریح رهبر ایران به این درس آیت الله خمینی که برای اولین بار در دوره ۲۲ ساله رهبری وی اتفاق می افتد، گمانه زنی های زیادی را در مورد سرنوشت احمدی نژاد ایجاد کرده است.

اشاره خامنه ای می تواند مقدمه چینی برای اعتراف به اشتباهش در حمایت بی چون و چرا و مطلق از احمدی نژاد باشد.

تنش های شب ۱۴ خرداد در جریان سخنرانی احمدی نژاد نیز می تواند نشانه دیگری برای سناریوی احتمالی حذف رئیس دولت دهم باشد.

پخش گسترده سی دی که خبر از جایگزینی ضرغامی به جای احمدی نژاد دارد در سطح شهر کرج نیز به ابهامات و سئوالات این موضوع افزوده است.

فراموش نکنیم که طی سالهای اخیر سی دی های بسیار تاثیرگذار در بازی های قدرت در ایران ابتدا در کرج منتشر و پس از آن در تهران و سایر شهرهای ایران پخش می شد.

سی دی حاوی توهین و اتهام زنی به هاشمی و خانواده اش در جریان انتخابات سال ۸۴ که منجر به شکست هاشمی و پیروزی احمدی نژاد شد نیز ابتدا در کرج منتشر شد.

سی دی جنجالی "ظهور نزدیک است..." نیز همین وضعیت را داشته است. سی دی که منجر به دستگیری گسترده اطرافیان احمدی نژاد و رحیم مشاعی شد.

بهرتقدیر به نظر می رسد شمارش معکوس برای احمدی نژاد که در این ۶ سال پرونده بسیاری از نیروهای انقلابی را برای همیشه بست، آغاز شده است... 

او باید بپذیرد که از چشم سلطان افتاده است... 

"معجزه قرن" باید بداند  که اگر این چنین نبود هر روز اطلاعات تازه ای از پرونده های مالی و اقتصادی اطرافیان او در سایت ها منتشر نمی شد... و احدی جرات نمی کرد در جریان سخنرانی اش در آرامگاه آیت الله خمینی این چنین فضا را متشنج کند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 8:59  توسط "O" مثبت  | 
ناصر حجازی هم رفت...
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 11:26  توسط "O" مثبت  | 

من نمیدونم این راننده های تاکسی چرا اینقدر سر سوار کردن یک مسافر حرص و جوش می زنند.

به مسافر به شکل یک شکار نگاه می کنند که باید از چنگ بقیه شکارچی ها درآورد.

به قصد کشت طرف آدم می آن و هیچ مقرراتی هم مانعشون نمی شه که خودشون را پیش پای آدم برسونند.

سوار هم که می شی همش به هم بد و بیراه می گن و یک قیافه حق به جانب و مقرراتی می گیرند که هر کس ندونه فکر میکنه بابا رئیس پلیس ترافیک تهرانه!!

سر یک مسافر می خواد خودشون و چند نفر دیگه را به کشتن بده ولی همینجوری که با خودش زمزمه میکند لابه لای فحش و بد بیراه هایی که می گه و کلمات رکیکی که استفاده میکنه، میگه:

"بابا خدا روزی می رسونه، چرا حرص می زنی"!!

ولی خدا نکنه یک روزی بارونی تاکسی بخوای، همین تاکسی های شکارچی بغیر از دربستی احدی را حاضر نیستند سوار کنند...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 14:48  توسط "O" مثبت  | 

این روزها فضای سیاسی ایران با پشت سر گذاشتن روزهای پرالتهاب تنش در روابط رئیس جمهور و رهبر به ظاهر آرام است.

"اما"ی بزرگ این ظاهر آرام، این باور عمومی است که طوفانی نهفته است که هر لحظه ممکن است ویرانگری آغاز کند...

ادغام بی سابقه چند وزارتخانه و حذف چند وزیر نزدیک به رهبر از جمع وزراء و هشدارهای مجلس جرقه روزهای پرالتهاب تازه را زده است.

بهرتقدیر نزدیکی این روزهای محمود و علی نمی تواند جدایی این دو را بعد از حدود ۶ سال ماه عسل که در نتیجه آن حذف بسیاری از بزرگان و ریش سفیدان انقلاب رقم خورد و جمهوری اسلامی پشتوانه انسانی خود را تا حدود زیادی از دست داد، از نظرها دور کند.

تجربه سالهای ریاست جمهوری احمدی نژاد نشان داده است که او فردی انتقام جو و فرصت طلب است که سر بزنگاه، وارد عمل خواهد شد و آنچه را که دنبالش بوده را به دست خواهد آورد.

او در پیشبرد برنامه هایش موفق ترین رئیس جمهور تاریخ ایران بوده و در حذف نیروهای مخالفش ید طولا و البته کارآمدی دارد.

باید دید آیا رهبر ایران می تواند بعد از هاشمی، خاتمی، موسوی، کروبی و بسیاری دیگر از انقلابیون قدیمی، از این مهلکه جان سالم به در ببرد ...

رهبر ایران به خوبی می داند که بازی خطرناکی را با رئیس جمهور جوانش شروع کرده است. رئیس جمهوری که او حاضر شد به خاطرش هاشمی یار دیرین خود را فدا کند و به صراحت از نزدیکی فکری با او سخن بگوید.

از منظری دیگر،

شاید خیلی از روحانیون درون نظام منتظر لغزش و حذف احمدی نژاد باشند تا او را در کنار بنی صدر قرار دهند و تئوری "رئیس جمهور روحانی" را دوباره در سیستم ایران جاری کنند و نوعی "غیرروحانی هراسی" را که از ماجرای بنی صدر ایجاد شده بود را در ساختار ایران بازسازی کنند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 12:56  توسط "O" مثبت  | 
بعد از ۱۲ روز سفر به میقات روز جمعه برگشتم.

من نام این سفر را "سفر به لذت بی پایان" نهاده ام. حسی عجیب، ترکیبی از حیرت و شکوه و شعف!

وقتی برای اولین بار مناره های مسجدالنبی را می بینی ناخودآگاه گریه ات میگیرد، قدم به مسجد الحرام که میگذاری هیچ کاری جزء پیشانی گذاشتن بر سنگ فرش های مسجد به ذهنت نمی رسد و یک دل سیر سجده می کنی...

جای همه دوستان خالی بود...

به یاد هم بودم...

بیش از ۶۰۰ عکس از این سفر گرفتم. یکی از عکس ها را برای دوستان در پست بعدی خواهم گذاشت...

التماس دعا...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 9:27  توسط "O" مثبت  | 

"وزیر اطلاعات استعفاء داد ولی به دلیل مخالفت رهبری با این استعفاء وی دوباره در سمت خود ابقاء شد"

ما آخرش نفهمیدیم که وزیر اطلاعات وزیر کابینه احمدی نژاده یا رهبر!!

نظر شما چیه که یک نفر همه کاره باشه ولی هیچ نظارتی هم روی کارش نباشه و هر کاری خواست بکنه!!

من دارم کم کم به این نتیجه می رسم که همین قانون اساسی و مردم سالاری نیم بندی که توی اون اومده هم یک مانع اصلی و جدی داره، و اون شخص و...ف... است،

رفتارها، دخالت ها و عملکرد یک نفر در تمام این سالها حرکت طبیعی و کج دار و مریض مردم سالاری ظاهری این کشور را به مسلخ برده و عملاً دیگه هیچ چیزی از اون باقی نگذاشته ...

دخالت های پی در پی و بی وقفه این شخص در تمام امور کشور جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشته که نظام فردسالاری دینی پاسخگوی نیازهای جامعه امروز ایران نیست...

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 8:56  توسط "O" مثبت  | 

میرزا یوسف تبریزی در دوره ناصری و اوج اتفاقات مرتبط با مشروطیت، رساله ای چاپ کرد به نام "یک کلمه" که هم به نوعی ترجمه اعلامیه حقوق شهروندی فرانسه بود و هم تلاش کرده بود این اصول را با آیات و روایات اسلامی تطبیق دهد. در زمان خودش رساله قدرتمندی بود هرچند بعدها علماء ایراداتی به آن وارد کردند.

میرزا یوسف تبریزی که لقب "مستشارالدوله" را نیز از سلطنت دریافت کرده بود دیپلمات بسیار باسابقه و توانمندی بود که به زبانهای عربی و فرانسه و تا حدودی روسی آشنا بود.

رساله "یک کلمه" قرار بود در اقتباس از "روح الاقوانین" منتسکیو، ابتدا به نام "روح الاسلام" منتشر گردد ولی در هنگام انتشار به "یک کلمه" تغییر کرد.

انتشار این رساله در آن دوره بازتاب گسترده ای داشت و در ادامه تلاش های میرزا ملکم خان محسوب می شود. این رساله آخرین بار در سال ۸۶ منتشر گردید.

افکار و اندیشه های این دیپلمات باعث شد بارها به زندان بیفتد و تحت شکنجه قرار بگیرد. گفته می شود در آخرین بار، آنقدر با همین رساله که در آن هنگام به دلیل نوع چاپ، وزن نسبتاً سنگینی هم داشت، بر سرش زدند تا جان خود را از دست داد (من نتوانستم منبع قابل اعتمادی در تایید این حادثه پیدا کنم و بهمین خاطر مطمئن نیستم که چنین حادثه ای واقعاً رخ داده باشد)

منظور میرزا یوسف از "یک کلمه" همان "قانون" بود و معتقد بود تمام پیشرفت های اقتصادی و فرهنگی فرنگ در یک کلمه خلاصه می شود و آنهم "قانون" است.  

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390ساعت 9:27  توسط "O" مثبت  | 

روز ۳ اردیبهشت ماه باید بروم به مکه. یعنی می روم به فرودگاه مهرآباد، قسمت پروازهای حجاج.

بعد می رویم جده. از جده با اتوبوس می رویم مدینه. در مدینه ۵ روز می مانیم.

از مدینه با اتوبوس به مکه می رویم. در مکه هم ۵ روز می مانیم.

می گویند هر کس این سفر را رفته بسیار دوست دارد که دوباره برود.

دوستی می گفت دست گرمی است برای حج اصلی که حاجی می شوی،

این اولین مطلب من در این وبلاگ است.

قبلا هم وبلاگ داشته ام ولی به دلیل رعایت نکردن مقررات و قوانین بلاگفا فیلتر شده اند.

اینبار سعی می کنم بیشتر رعایت کنم.

به امید دیدار

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 16:17  توسط "O" مثبت  | 
 
  بالا